نوشته شده توسط اميررضا ثقفی راد :
Raven یکی از شرکتهای خوب Activison است که در کارنامهی خود بازیهای نسبتاً موفقی از جمله Wolfenstien را دارد؛ پس از این بازی هم انتظار میرفت که یک عنوان نوآورانه را شاهد باشيم، اما باید گفت که اينطور نشد! با عرضهی بازی Bioshock توسط 2K، استاندارد جدیدی در بازیهای FPS بوجود آمد، جوهای مرده و مخوف، قدرتهایی به غیر از قدرت اسلحه که قبلاً هم شاهدش بودیم، ولی نه به این صورت و خیلی چیزهای دیگر که باعث شدند بازی Bioshock به یکی از موفقترین و محبوبترین بازیهای این نسل تبدیل شود. طبق روال صنعت، چیزی که فروش کند و محبوب و موفق شود، نظر سازندههای دیگر را به خودش جلب کرده و باعث بوجود آمدن بازیهای بسیار مشابهی میشود! یا به عبارت دیگر سازندهها این ریسک را نمیکنند که با ساخت یک IP جدید، سرنوشت خود را به بازار بسپارند، پس یک عنوان مشابه میسازند. Singularity هم از این قاعده مستثنا نیست و باید گفت Raven هم تن به کپی کردن زده و میتوان بدون اغراق گفت که Singularity یک نمونه برداری آشکار از بازی Bioshock بوده است، شباهتی که میتوان آنرا در محیطها، داستان، گیمپلی و خیلی چیزهای دیگر یافت که به طور مفصل به آن خواهم پرداخت، اما چیزی که این بازی را موفق میکند، اضافه کردن یکسری قدرتهای جذاب و سلاحهای جدید بوده است؛ بطوریکه میتوان از شباهت بیش از حد آن به Bioshock چشم پوشی کرد.

انجین خوب، گرافیک بد!
زمانی که لوگوی Unreal Engine را در ابتدای بازی دیدم، با خودم گفتم که حتماً با یک گرافیک خوب روبرو هستم، اما به محض ورود به بازی متوجه شدم که اشتباه کردهام! محیطهای بازی همانطور که گفته شد شباهت انکار ناپذیری به Bioshock دارند، محیطهای مرده که زمانی پر از جمعیت بودهاند و حالا پر از خون و وسایل فرسوده و از کار افتاده شدهاند، نوشتههایی که روی دیوار توسط مردم نوشته شدهاند، آیتمهایی که با نزدیک شدن به آنها و فشردن دکمهی X در نسخهی 360 و مربع در نسخهی PS3، کاری را انجام میدهند، به عنوان مثال اگر روی شیر آب این کار را بکنید مقداری آب از آن خارج میشود و یا بر روی یک دستگاه تایپ این کار را بکنید صدای دینگ آن را خواهید شنید و خیلی چیزهای دیگر، در کل از این آیتمها در بازی کم نیستند! اما از بحث خارج نشویم و به گرافیک خود بازی بپردازیم؛ گرافیک بازی با توجه به استفاده از Unreal Engine بسیار نا امید کننده ظاهر شده است، افکتهای بی کیفیت، آبجکتهای با تکسچرهای بی کیفیت و محدود، نور پردازی بسیار نا امید کننده، بافتهای بی کیفیت و دیر لود شدن آنها؛ حتی دستهای کرکتر هم از کیفیت و جزئیات مطلوب برخوردار نیستند! اسلحهها هم آنطور که باید نیستند، دشمنان هم تکراری هستند و در کل ما شاهد یک محیط بدون جزئیات و بی روح هستیم که حسابی حال شما را خواهد گرفت! گرافیک بازی اصلاً قابل قبول نیست و نمیتوان از محیطهای بی روح و بسیار تکراری آن چشم پوشی کرد. در کل گرافیک این عنوان اصلاً انتظار بازیباز را از یک عنوان که در سال 2010 منتشر شده است، بر آورده نمیکند.
روسها در مقابل آمریکاییها!
انگار دشمنی روسها با آمریکاییها به سیاست، فیلمها و داستانها ختم نمیشود و ما در بازیهای زیادی از جمله سری Call of Duty هم شاهد این اتفاق بوديم! این بازی هم از این قاعده مستثنا نیست. بازی در جزیرهای بنام Katorga - 12 اتفاق میافتد، جایی که محلی برای آزمایشات و کارهای هستهای روسیه است که به تازگی موجی عجیب و نیرومند از الکتریسیته و یکسری اتفاقات عجیب در آن بوجود آمده است و مقامات و دولت روسیه را وادار کرده تا گروهی ویژه را برای کشف حقیقت به آنجا بفرستند. بازی از جایی شروع میشود که شما در نقش نیت رنکو (Nate Renko) سوار بر یک هلیکوپتر، بسوی این جزیره مرموز در حال حرکت هستید که ناگهان موج عظیمی از یک انفجار مهیب از دور باعث خراب شدن هلیکوپتر شما و در نتیجه سقوط هلیکوپتر میشود که شما به طور معجزه آسایی زنده میمانید. حالا این شما هستید که باید با پیشروی در بازی، حقایق این جزیره را کشف کنید. با پیشروی در داستان متوجه میشوید که روسها حدود نیم قرن پیش، یعنی سال 1950 مادهای را کشف کرده بودند به نام عنصر 99e که به کمک آن، آن فرد میتوانست در زمان حرکت کند، زمینهای کشاورزی را پر بار کند، افراد را نیرومند کند و ... اما از همان ابتدا هم گفته شده بود که این ماده بسیار خطرناک است. پس از گذشت مدتی استفاداهی بیش از حد از این ماده و درست انجام نشدن برخی از آزمایشات روسها برای سفر در زمان، باعث بوجود آمدن یک انفجار مهیب میشوند که در اثر آن عدهای کشته میشوند و عدهای به هیولا و یا بهتر است بگویم زامبی تبدیل میشوند که باید با آنها بجنگید!

با پیشروی در بازی به یک دستگاه بسیار عجیب برخورد میکنید که با استفاده از آن میتوانید چیزهایی که خراب شدهاند را درست کرده، یا برعکس چیزهایی که درست هستند را خراب کنید که با پیشبرد بازی قدرتهای جدیدی هم به آن افزوده میشوند. حالا شما با استفاده از این دستگاه و عنصر e99 باید به زمان گذشته برگردید و از بوجود آمدن این انفجار جلوگیری کنید. در محیطهای بازی شما همانند بازی Bioshock شاهد نوار ها، فیلمها و نوشتههایی هستید که با شنیدن، دیدن و خواندن آنها درک بهتری از داستان بازی خواهید کرد. همانطور که گفتم داستان بازی شباهت بسیار زیادی به داستان بازی Bioshock دارد، اما هرگز نمیتواند غنای آن را پیدا کند اما در کل روند داستان بازی درگیر کننده و جذاب است.
Hit & Run!
گیمپلی بازی نقطهی قوت این بازی است! با این که در قسمت گیمپلی شاهد بيشترین کپی برداری از بازی Bioshock هستیم، اما باز هم با کمی نوآوری، جذب آن خواهید شد. شما در بازی از دو وسیله در جنگها و گذشتن از محیطها استفاده خواهید کرد، یکی اسلحه و دیگری همان دستگاهی که به دستتان بسته شده است که تنوع بازی هم مدیون همین دستگاه است. شما در بازی به راحتی میتوانید دستگاه و اسلحه را سوییچ کرده و از آنها استفاده کنید. سیستم جان و نیروی شما هم کاملاً شبیه به Bioshock است؛ یک نوار برای جان و یک نوار برای نیرو که با جمع آوری بستههای جان و نیرو میتوانید آنها را برای مواقع نیاز ذخیره کنید، اما زمانی که میخواهید جان خود را در میان مبارزه احیاء کنید، کرکتر باید دور مچ دست خود یک چیز پارچه مانند ببندد که در اوایل بازی منجر به مرگ مکرر شما میشود و بسیار اعصاب خرد کن است! دستگاهی که به دست کرکتر بسته شده است در طول بازی بارها Upgrade میشود و در نتیجه قدرتهای جدیدی به آن افزوده میشود، مثل تبدیل انسانها به زامبی، ایجاد یک موج انرژی که درون آن زمان آهسته میشود و ...
درون بازی معماهایی هم گنجانده شدهاند که توسط این دستگاه انجام میشوند و پس از مدتی نیز تکرار میشوند! اما در کل برای تنوع خوب هستند و از یکنواختی بازی، کمی جلوگیری میکنند. یکی دیگر از نوآوریهای بازی اسلحههای آن است؛ در بازی یک اسلحه بنام Seeker وجود دارد که با شلیک گلوله، میتوانید گلوله را کنترل کرده و به هدف مورد نظر بزنید، این گلولهها پس از برخورد منفجر شده و فرد را تکه تکه میکنند که در نوع خودش جذاب است! در طول بازی اسلحههای جدید و متنوعی آزاد خواهند شد که از تنوع خوبی برخوردارند و با پیشروی در بازی میتوانید با Upgrade کردن اسلحهها و نیروهای دستگاه، بسیار قدرتمند شوید و دشمنانی را که اوایل بازی به سختی میکشتید، به راحتی بکشید. قسمت Shooter بازی هم، همانند همهی FPSهای دیگر است و از گیمپلی روانی برخوردار است. در کل بهترین قسمت بازی همین گیمپلی آن است که میتواند شما را ساعتها سرگرم کند.
لهجهی شیرین روسی!
بخش صداگذاری بازی هم خوب عمل کرده است و ما شاهد افکتهای با کیفیت صدا هستیم. صداگذاری اسلحهها هم خوب کار شده است و هر اسلحه صدای خاص خودش را دارد. صدای نیروهای بازی هم زیبا هستند، بعنوان مثال زمانی که درون موجی که درون آن زمان آهسته است قرار میگیريد، حالت خلاء به شما دست خواهد داد. اما چیزی که خیلی روی اعصاب است لحههی روسی کرکترها است که بعضی مواقع آنقدر بد صحبت میکنند که نمیتوانید بفهمید چه میگویند! صدای آبجکتهای بازی هم خوب است و شکستن اجسام را حس خواهید کرد. موسیقی بازی هم خوب کار شده و حس و جو مخوف بازی را به شما القا میکند و در زمانهای مبارزه هم حالت مهیج به خودش گرفته و شما را با بازی همراه میکند. در کل صداگذاری بازی خوب است؛ اما اگر لهجهی روسها را کمی بهتر میکردند، میتوانست بهتر باشد!
عنوانی مشابه، اما جذاب!
در کل بازی Singularity بازی خوبی است و با وجود اینکه یک تقلید محسوس از "بایوشاک" محسوب میشود، میتواند ساعاتی شما را پای خودش نگه دارد، اما اگر Raven کمی گرافیک بازی را بهتر میکرد و نوآوری بیشتری در آن به کار میبرد، یک عنوان عالی میشد.