نوشته شده توسط اميررضا ثقفی راد :
از چندی پیش عکسها، تریلرهای کوتاه و اطلاعات کمی از بازی Naughty Bear منتشر شده بود و نظر برخی از بازیبازها را به خودش جلب کرده بود، به شخصه خودم خیلی منتظر انتشار این عنوان بودم؛ اما با 10 دقیقه بازی کردن از نظری که داشتم برگشتم! مشکل اینجاست که برخی از شرکتها از جمله 505 Games مثل اینکه نمیخواهند با زمان پیش بروند! البته این شرکت بازیهای خوبی هم در کارنامهی خودش، در زمانهای گذشته از جمله سریArmA و ... دارد، اما چند سالیست که با انتشار بازیهایی یکی از دیگری بدتر آبرو و تجربهی خود را زیر سوال برده است؛ یکی از این بازیها همین Naughty Bear است! من واقعاً نمیدانم که به چه امیدی چنین بازی در نسل هفتم بازیهای رایانهای منتشر شده است، شاید اگر این عنوان در نسل قبل و برای کنسولهایی مثل PS2 و Xbox منتشر میشد حرفی برای گفتن داشت. با ما همراه باشید تا بطور مفصل به شرح این فاجعه بپردازم! البته اگر با خواندن مقدمهای که نوشتهام رقبتی برای خواندن نقد بازی مانده باشد.
ساعت انشاء دبستانیها!
من هنوز هم شک دارم که برای داستان این عنوان نویسندهای در نظر گرفته شده باشد، شاید هم مدیر پروژهی این عنوان دفتر انشاء دخترش را برداشته و یک کدام را انتخاب کرده است! داستان بازی در مورد خرسی کثیف، پاره پوره و شلخته به نام Naughty Bear است؛ خرس داستان ما زمانی که متوجه میشود خرسهای دهکده میخواهند تولد بگیرند خوشحال مشغول درست کردن کادوی تولد است که متوجه میشود خرسهای دیگر در حال شادی و جشن گرفتن هستند، بدون اینکه به او اندک توجهی کرده باشند، از اینجاست که Naughty Bear دلش میشکند و در راستای تحقق نامش قدم بر میدارد! او حالا میخواهد انتقام خود را از همهی اهالی دهکده بگیرد! چماق، چاقو، شمشیر، چوب و خلاصه هرچیز که به دستش میرسد بر میدارد و بسوی محل برگذاری جشن به راه میافتد تا حساب خرسهای دیگر را برسد! واقعاً به نظر شما چنین داستانی کشش لازم برای یک بازی شدن و مهمتر از آن طولانی شدن و جذابیت را دارد!؟ قطعاً جواب "خیر" است!
تکراری، بی روح، زشت!
گرافیک در نسل حاضر یکی از نقاط مهم بازیها محسوب میشود، اگر بازی گیمپلیاش بد باشد ولی گرافیک خوبی داشته باشد میتواند بازی محبوبی بشود، اما این بازی شاهکار از تنها چیزی که میتوانست به آن بهبود بخشد هم خود را محروم کرده است! گرافیک بازی بدون اغراق یک نسل عقب است! واقعاً من ماندهام که سازندههای بازی تا حالا کجا بودهاند!؟ شاید توی غاری چیزی بودهاند! محیطهای بازی، یا بهتر است بگویم تنها محیط بازی! هیچ شادابی، جذابیت و تنوعی را در خود ندارد، در کل بازی شما تقریباً در یک محیط باید به انجام بازی بپردازید، به همین دلیل بعد از 1 ساعت بازی کردن محل قرار گیری اجسام را حفظ خواهید کرد. محیط بازی بسیار کوچک بوده و توسط دیوارهای نامرئی احاطه شده است. به تنها چیزی که امید داشتم طراحی خوب خرسهای بازی بود که آن هم بدون مشکل کار نشده! خرسهای بازی بسیار کم جزئیات هستند و از هیچگونه تنوعی نیز برخوردار نیستند. فیزیک هم فکر کنم چیزی است که کلاً قیدش را باید زد؛ کلاً شما در این بازی نیازی به فیزیک هم پیدا نخواهید کرد! در محیط بازی اشیاء بدون جزءیات زیادی هستند، اما مشکل اینجاست که از جای خود تکان نمیخورند و فقط میتوان تعداد معدودی از آنها را شکست که بصورت بی روح و از پیش تعیین شدهای کمی تغییر شکل میدهند. در کل گرافیک در این بازی چیزی است که نباید به آن امید داشت، تنها امیدتان نا امید شد!؟

یکی بیاید این راوی را ساکت کند!
یکی دیگر از شاهکارهایی که به هر چه افتضاحتر شدن این عنوان کمک میکند صداگذاری آن است که توصیه میکنم بلند گوهایتان را کلاً خاموش کنید! صداگذاری بازی واقعاً یک فاجعهی تمام عیار محسوب میشود؛ هماهنگ نبودن صدا با تصویر، افکتهای بی کیفیت و معدود، بدون کلام بودن خرسها، موسیقیهای معدود و اعصاب خورد کن و از همه مهمتر صدای راوی شما را وادار به خاموش کردن بلند گوها میکنند! صدای راوی بازی واقعاً روی اعصاب پیاده روی میکند! راوی محترم در ابتدای هم مرحله با خرس محترمتر از خودش صحبت میکند (حالت کارتونهای بچه گانهای که برای بچههای زیر 9 سال مناسب است!) در حین بازی هم راوی شما را راحت نگذاشته و هر کاری میکنید با هیجان صدایش را بلند کرده و به توضیح کارهایی که خودتان در حال انجامش هستید میپردازد! از راوی که بگذریم چیزی که خیلی نظرم را جلب کرد صدای رادیوهای بازی بود که توصیه میکنم در ابتدای مراحل تا شما را به خود آزاری تحمیل نکردهاند نابودشان کنید! این رادیوها صدای یک خرس را پخش میکنند که فقط چرت و پرتهای بی معنی میگوید! صدای ضربهها با تصویر هم که اکثراً هماهنگ نیستند، جالبتر از آن، زمانی که بازی را متوقف (Pause) میکنید باز هم بعضی مواقع صدای بازی و جیغ و داد خرسهای دیگر به گوش میرسد! در کل صداگذاری حتی از گرافیک هم بدتر ظاهر شده و به نابودی این عنوان کمک بسزایی میکند.
لذت، نه ببخشید عذاب!
گیم پلی بازی یک عذاب کامل به حساب میآید، شما در بازی باید چندین کار انجام بدهید، کشتن خرسهای دیگر، آتش زدن کادوها و نشانهایی که خرسهای دیگر به سینهی خود زدهاند، خراب کردن محیط و کشتن حیوانات دیگر از جمله پرندههای جاسوس و قورباغه!
این بازی از المانهای مخفی کاری هم بی بهره نمانده؛ شما میتوانید با رفتن درون بوتهها و گیاهان ناگهان نزدیگ خرسهای دیگر بشوید و آنها را بترسانید يا بکشید. بعضی وقتها خرسها از شدت ترس خود کشی میکنند که خیلی خنده دار و جالب است! در محیط بازی تلهها و مینهایی هم قرار دارند که میتوانید با به کار گذاشتن آنها حساب خرسهای دیگر را برسید، چیزی که خیلی روی اعصاب میرود تلاش خرسهای دیگر برای فرار کردن یا زنگ زدن به پلیس است! شما باید قبل از اینکه خرسها فکر فرار به سرشان بزند وسایل نقلیه را خراب کنید و اگر هم این کار را نکردید هنوز دیر نشده است، باید بروید و خرسی را که قصد فرار دارد بکشید یا بترسانید!
در محیط بازی شمشیر، چاقو، اسلحه، چماق و چیزهای دیگری وجود دارند که میتوانید با آنها حسابی خرسهای دیگر را بزنید و زمانی که خرسها ناتوان شدند با یک حرکت تمام کننده کار را تمام کنید، این حرکات تمام کننده بسیار جالب هستند، البته فقط برای بار اول، چون اصلاً تنوع ندارند و دلخواه نیستند! هر سلاح یک تمام کننده دارد که کلاً روی هم 10 تا بیشتر سلاح و در نتیجه تمام کننده وجود ندارد، استفاده از تفنگ هم عذاب خوبی محسوب میشود، به هرجای خرسها بزنید تفاوت که ندارد هیچ، بعضی مواقع با باگ هم مواجه میشوید و اصلاً خرسها ضربه نمیخورند. از اینها که بگذریم حرکت خرس ما با تفنگ بسیار کند میشود و روی اعصاب میرود.

در بازی برای تنوع چندین مدل مرحله وجود دارد، مرحلهها عموماً 3 بخش دارند که با گذشتن از پلها میتوانید به بخش دوم مراحل بروید، مدلهای مراحل عبارتاند از کشتار، دعوای دوستانه (نباید به خرسهای دیگر ضربه زد)، مرحلههای زمانی که باید آنها را در یک زمان تعیین شده به پایان برسانید، فقط مشکل این مرحلهها این است که به دلیل وجود نداشتن چکپوینت تا حدودی عذاب محسوب میشوند! فکر کنید با بدبختی تا آخر یک مرحله رفته این حالا با یک اشتباه کوچک باید تمام مرحله را از نو و دوباره بروید. با توجه به امتیازی هم که از مراحل بدست میآورید مدال برنز، نقره و یا طلا بدست خواهید آورد.
دوربین بازی هم که کلاً در تعطیلات به سر میبرد! من ماندهام دوربین بلاخره اتوماتیک است یا توسط ما کنترل میشود! زمانی که خرس محترم ما راه میرود دوربین هم برای راحتتر شدن کار دقیقاً پشت خرس میرود، طوری که یک سوم صفحه را میپوشاند و شما نمیتوانید محیط را درست حسابی ببینید، از آن طرف زمانی که میخواهید خودتان با آنالوگ سمت راست دوربین را درست کنید، با کوچکترین حرکتی دوربین به جای اول خود بازمیگردد! در کل غید گیمپلی را بزنید!
عمو یادگار، برو توی غار!
این بازی اصلاً عنوانی نبود که بتواند خواستهها را بر آورده کند و فقط یک شکست بزرگ را متحمل شد. در کل به هیچ کس توصیه نمیکنم حتی به قاب بازی نگاه کنند! این بازی میتوانست بازی بهتری باشد، به شرطی که گرافیک بهتر، داستان بهتر، صداگذاری بهتر و گیمپلی بهتری داشت (تقریباً تمام بازی عیب و ایراد است!). تسلیت میگویم Naughty Bear.